شبکه چهار - 2 مرداد 1405

۱- آیات جهاد" دوباره اینک اینجا (نوبت تحریم "تحریم کنندگان" رسید؛ نفت منطقه علیه مردم منطقه) ۲- پایان این جنگ تحمیلی یک "فتح الفتوح" جهانی (به پایان ۲۰۰ سال استعمار منطقه نزدی

بسم‌الله الرحمن الرحیم

از آخرین جلسه‌ای که ما در خدمت سروران عزیز بودیم، اتفاقات بسیار بزرگی افتاد. آن موقع، رهبری عزیز، آقا، هنوز در میان ما بودند و این جنگ بزرگ جهانی که سرنوشت‌سازترین و مهم‌ترین جنگ این دوران است، این جنگ، نه فقط سرنوشت ایران و نه فقط سرنوشت منطقه را بلکه سرنوشت جهان را تعیین می‌کند. این اتفاقات با این وسعت و عمق و با این آثار عجیب جهانی و برکاتی که اتفاق می‌افتد، هنوز نیفتاده بود؛ گرچه هزینه آن بسیار سنگین بود، خون امام شهید و چند هزار مردم بی‌دفاع و مردم بی‌سلاح بود، اما دستاوردهای آن بی‌سابقه بوده است و سرنوشت دنیا را تغییر می‌دهد.

برخی آیاتی را که مربوط به نبردهای احد و خندق یا احزاب و از این قبیل در سوره آل‌عمران، سوره نساء، سوره توبه و سوره احزاب بود، ما در آن جلسات گذشته با یکدیگر مرور کردیم و گفتگو کردیم. در این فاصله، مصداق بسیاری از آن آیات اتفاق افتاد. این تعریفی را که قرآن کریم از دشمن، از کفار، از مستکبران، از فرعون‌ها و از استکبار ارائه کرده بود و ما در برخی از آیات درباره آن‌ها گفتگو کردیم، عیناً مشاهده می‌کنیم؛ یعنی آن لحن، آن مطالبات، آن ادا و اطوارها، تهدیدها، فریب‌ها، دروغ‌ها، گردن‌کلفتی‌ها و شکست‌ها را، همه آن‌ها را که در قرآن کریم در آن آیات به آن‌ها اشاره کردیم، پیش چشم ما و شما اتفاق افتاد. این که در آنجا دشمنان چه می‌گفتند و دنبال چه هدفی بودند، ما دیدیم که این موضوع مربوط به هزار و چندصد سال پیش نبود و مربوط به چند هزار سال پیش در زمان موسی و فرعون نبود، بلکه مربوط به زمان حال بود. همان ادبیات، همان لحن‌ها، همان روش‌ها و همان وسوسه‌ها در پشت جبهه وجود داشت. آن توصیفی را که آیات قرآن راجع به آدم‌های نفوذی، منافق پشت جبهه و ستون پنجم دشمن می‌گفت، ما عیناً دیدیم. آن‌ها همان حرف‌ها و همان ادبیات را زدند؛ این که خودشان بترسند و مردم را از دشمن بترسانند. ما جملاتی را که قرآن به‌کار برده است، در همین دوره از زبان افراد شنیدیم. هم از زبان دشمن مستکبر، هم از زبان عوامل داخلی و هم از زبان آدم‌های ضعیفی که خائن نیستند، اما نتیجه کار آن‌ها با خیانت فرقی نمی‌کند. آن‌ها ضعیف هستند، وابسته هستند، شعور دینی و سیاسی ندارند، زود بازی می‌خورند، زود جا می‌زنند، زود تغییر نظر می‌دهند، زود می‌خندند، زود گریه می‌کنند، زود شعار می‌دهند و زود پشیمان می‌شوند. انگار تمامی آیات الان نازل شده است. آن لحظه‌ای که می‌گویند شکست خوردیم و همه چیز تمام شد! با حفظ وحدت و برادری و با توجه به خداوند، یک‌مرتبه شکست‌ها پیروزی می‌شود. آن‌هایی که همه می‌گفتند اگر آن‌ها بیایند، شما را می‌خورند و یک کلید را فشار می‌دهند و همه شما از بین می‌روید و اسلحه‌های شما از کار می‌افتد و... جلوی چشم دنیا تحقیر می‌شوند و شکست خوردند. این جنگ ۱۲ روزه و الان این جنگی که با ترور و بمباران بیت رهبری شروع شد و ایشان می‌دانست که بیت را می‌زنند و به ایشان گفته بودند که شما اینجا نمانید، چون ایشان گفته بود من اینجا می‌مانم. و به ایشان گفته بودند بیت را می‌زنند، ایشان گفت: «بزنند. ما یک عمر حرف زدیم، حالا باید پای آن را امضا کنیم؛ من با خون خودم و با خون خانواده خودم امضا می‌کنم و ما می‌رویم. و خداوند این مردم را که بعضی‌ها تفسیرهای غلطی از آن‌ها می‌دادند، حفظ کرد. آن‌ها می‌گفتند آقا مردم ایران اصلا عقیده ندارند، بریده‌اند، اصلا مخالف هستند، مردم می‌ترسند، هرکسی دنبال منافع خود او است، کسی به فکر کسی نیست، اگر جنگ شروع بشود، همه در سوراخ‌ها و در خانه‌های خود درمی‌روند، همه به سر و کله هم می‌پرند، به جان هم می‌پرند، مغازه‌ها را غارت می‌کنند، قحطی می‌شود، صف می‌بندند، به هم فحش می‌دهند، دعوا می‌شود، تجزیه‌طلبی شروع می‌شود، قومیت‌ها و مذاهب مختلف از درون می‌پاشیم، جامعه ایران دیگر هویت ملی ندارد، غیرت دینی و غرور ملی ندارد، مخصوصاً نسل جدید، جوانان و نسل زد، آلفا و بتا، این‌ها اصلا نه دین دارند، نه عرق ملی دارند، نه پرچم را می‌شناسند و نه دین را می‌شناسند و همه آن‌ها عاشق غرب و غرب‌زده هستند و... خب شما دیدید که همه این‌ها دروغ بود. یک اقلیت و قشرهایی این‌گونه بودند، هستند و خواهند بود؛ همیشه این‌گونه بودند. ولی مردم، همان کسانی هستند که در باران و حتی زیر بمباران در شهرهایی که درگیر بودند، می‌آمدند و می‌آیند. خیابان‌ها دیشب باز از شب اول شلوغ‌تر بود. هر وقت آن‌ها می‌گویند ما الان می‌آییم و شما را نابود می‌کنیم، شما را از بین می‌بریم، ایران را به خاک یکسان می‌کنیم، زیرساخت‌های شما را می‌زنیم و آب و برق شما را می‌زنیم، مردم بیشتر لجبازی می‌کنند و به خیابان‌ها می‌آیند. دشمن گفت ما نیروگاه‌ها و پل‌های شما را می‌زنیم، مردم روی پل‌ها رفتند و ایستادند و گفتند بزن.

شما یادتان نرود که برخی افراد به اسم جامعه‌شناس، متخصص سیاسی، دیپلمات و علوم اجتماعی چه تحلیل‌های مزخرفی از جامعه ایران می‌دادند. آن‌ها می‌گفتند این جامعه دچار فروپاشی شده است، از هم گسیخته است، هویت ندارد، به چیزی عقیده ندارند، ما بدبخت‌ترین مردم دنیا هستیم، اینجا بدترین کشور دنیا است، کسی در دنیا ما را قبول ندارد، ما منزوی شده‌ایم، شما امتیاز بدهید تا مذاکره کنید و شما امتیاز بدهید تا امنیت بیاید! خب دیدید همه آن دروغ بود؛ یعنی ۹۹ درصد نه، بلکه صددرصد آن دروغ بود. امروز همه دنیا تعجب می‌کنند که هیچ ملتی مانند این ملت منسجم، با معرفت، معتقد، محکم و با این همه شعور سیاسی و غیرت دینی در هیچ‌جای دنیا وجود ندارد. مردم، این امت دین‌دار، در برابر آن‌ها ایستادند. دیشب همین‌جا در خیابان و حتی در کوچه‌های فرعی، پیرمرد و پیرزن، خودشان به تنهایی، در حالی که اصلاً نه کسی در آنجا است و نه کسی آن‌ها را می‌بیند، در ساعت ۲ نصف شب ایستاده بودند و پرچم تکان می‌دادند؛ حتی بچه‌های کوچک هم بودند. آن‌ها می‌گفتند شکاف نسلی ایجاد شده است؛ این نسل جدید با ما کلاً خراب شده است و ملت منتظر هستند که آمریکا و غرب بیایند و اینجا را آباد کنند.

آن‌ها چقدر به اسم علم، سیاست و تحلیل‌های مدرن و آکادمیک دروغ گفتند، چقدر چرند گفتند و چقدر یک عده‌ای باور کردند. این علوم، یعنی جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، تعلیم و تربیت و روابط بین‌الملل، باید معیارهای خود را تغییر بدهند. بخشی از معیارهای شما غلط بود؛ معیارهای خود را اصلاح کنید. نه این که این ملت باید با آن معیارها منطبق باشد؛ پس چرا نبود!

این آیات را که ما می‌خوانیم، نباید قرآن را به عنوان اسناد تاریخی بخوانیم که بگوییم اتفاقاتی هزار و خرده‌ای سال پیش افتاده است و حالا به ما می‌گویند؛ من نمی‌دانم برای چه این‌ها را به ما می‌گویند که مثلاً در نبرد احد، شخصی به شخص دیگری این سخن را گفت و بعد خداوند پاسخ او را می‌دهد. حالا برای چه؟ شخصی به شخص دیگری هزار سال پیش در جایی سخنی گفته است، برای این که شخص دیگری همان سخن را الان به شخص دیگری در اینجا می‌گوید. هرچه در قرآن آمده است، مسائل تکرارشونده و کلید است.

آن‌ها چقدر می‌گفتند که حکومت مدرن و لیبرال‌دمکراسی قائم به فرد نیست و آن‌ها نظارت دارند، قانون دارند و سیستم دارند؛ ولایت فقیه و حکومت دینی قائم به فرد است، در آن‌ها نظارت نیست و ساختار نیست. حالا که همه چیز معکوس اثبات شد. این نظام با این که در رأس آن فردی صالح و شریف مانند آقای خامنه‌ای حضور دارد؛ ما در کل جهان و در هیچ رژیم سیاسی از هیچ جهتی مانند ایشان را نداریم. حالا شما ولی فقیه را مقایسه کنید. ما دو ولی فقیه داشتیم: امام کبیر و امام شهید.

اگر شما کل شاه‌ها، رئیس‌جمهورها و حاکمان کل دنیا، شرق و غرب را همه در یک کفه بگذارید و ولی فقیه را در یک کفه بگذارید، این کفه سنگین‌تر است؛ از نظر علم و سواد، هوش اجتماعی، تقوا و اخلاق، معنویت، تواضع و نقدپذیری، شجاعت، قدرت مدیریت و تدبیر، اخلاص با خدا و تواضع با خلق. الآن کل دنیا تازه ارزش ولایت فقیه را دارد می‌فهمد. الآن اخبار برای کل دنیا سانسور شده است؛ اگر سانسور نشود، بعداً شما می‌فهمید. ترامپ، این مردک فاسدالاخلاق و روان‌پریش، در رأس بزرگ‌ترین قدرت تاریخ و بزرگ‌ترین ارتش، به قول خودشان مجهزترین ارتش در تاریخ قرار دارد.

آن فرعون، نمرود و دیگران، هیچ‌کدام به اندازه این‌ها این سلاح‌ها و تجهیزات را نداشتند. در رأس آن، یک فرد پلید با نظام لیبرال‌دمکراسی و با ارزش‌های لیبرال، از طریق دمکراسی سر کار می‌آید. آن‌ها هر غلطی که دلشان می‌خواهد می‌کنند تا منافع سرمایه‌دارهای فاسد را در جزیره اپستین تضمین کنند. اکثر مقامات اروپا، رده‌های بالای آمریکا و سران این رژیم‌های خائن عربی که قمارباز، دزد و فاسد هستند، همه آن‌ها در جزیره اپستین و امثال آن بودند و همه آن‌ها در مشت صهیونیست‌ها و سرمایه‌دارهای رباخوار یهود هستند. تمام این جنگ‌ها و غارت‌ها زیر سر آن‌ها است.

قرآن چه می‌گفت؟ آن آیاتی از قرآن را که ما درباره فرعون، درباره قارون و درباره بلعم باعورا در اینجا خواندیم، آیا ما الان عین آن‌ها را نمی‌بینیم؟ آن تعبیری را که حضرت رضا(سلام‌الله‌علیه) در ذیل دو یا سه آیه در جلسات قبل اشاره کردیم انجام دادند، آیا ما عین آن‌ها را نمی‌بینیم؟ که انگار حضرت رضا(علیه‌السلام) الان دارند قرآن را برای ما تفسیر می‌کنند. امروز که داشتم می‌آمدم، گفتند فرمانده نیروی دریایی آن‌ها برکنار شد یا استعفا کرد. پریروزها فرمانده کل نیروی زمینی آن‌ها، پیش از آن رئیس کل ستاد ارتش و چند روز پیش رئیس کل اطلاعات برکنار شدند؛ برای این که ترامپ به آن‌ها می‌گوید بروید ایران را بگیرید و آن‌ها هم می‌گویند نمی‌شود ما نمی‌توانیم! خودشان به جان هم افتاده‌اند، آبروریزی شده است و در یک هچلی افتاده و نمی‌داند چه کار بکند. دقیقاً آن قضیه اره که می‌گویند، مصداق آن الان این آمریکا و اسرائیل است. آن‌ها غلطی کردند و چیزی را شروع کردند و فکر کردند دو روزه یا سه روزه تمام می‌شود. آن‌ها فکر کردند که حزب‌الله از بین رفت، حماس فلان شد، کار به نه غزه و نه لبنان کشید و کار ایران هم تمام شد؛ رهبر آن‌ها را زدیم و همه فرمانده‌های سپاه و ارتش آنان را زدیم و همه را زدیم. ملت هم می‌ترسند و به خانه‌های آن‌ها می‌روند یا در صف نان و غذا به جان یکدیگر می‌افتند. خیر، همه‌ چیز برعکس شد. آن وعده قرآن هم همین بود. آن وعده‌ای که قرآن می‌داد که این‌گونه عمل کنید، به خداوند اعتماد کنید، محکم بایستید و متحد باشید، همان کار انجام شد و ما معجزه را دیدیم. همین الان ما معجزات آن را می‌بینیم. این‌ها معجزات الهی هستند. بزرگ‌ترین منابع ثروت دنیا در دست این‌ها است. مجهزترین اسلحه‌های دنیا را دارند. اکثر رسانه‌های جهان در دست این‌ها است. پیچیده‌ترین دستگاه‌های اطلاعاتی را دارند. بالاترین تخصص را در ترور دارند. مخرب‌ترین بمب‌های سنگرشکن را دارند. برای چه این‌طوری مسخره شده‌اند و نمی‌توانند هیچ غلطی بکنند؟ چهل- پنجاه روز است می‌خواهند تنگه هرمز را باز کنند، اما خود آن‌ها جرأت نمی‌کنند بیایند. این‌ها همان وعده‌های قرآن هستند. این آیاتی که ما خواندیم، در برابر چشم من و شما تعبیر می‌شوند و ما آن‌ها را می‌بینیم. البته برخی افراد این‌ها را هم می‌بینند و می‌گویند خیر، این‌گونه نیست و این‌ها اتفاقی است. مانند سران کشورهای دنیا که استکبار نوکرهای او را هم می‌دوشد و هم به آن‌ها می‌گوید تو گاو هستی و من تو را می‌دوشم! آن‌ها هم برای او صدای گاو درمی‌آورند.!

این کشورهای عربی منطقه، نگهبان انرژی برای نظام سرمایه‌داری غرب هستند. این‌ها سگ نگهبان نفت و گاز کاخ سرمایه‌داری هستند. پس از صد سال، اقتصاد آمریکا و بخش مهمی از اروپا با این نفت مسلمین تأمین می‌شود. شما ببینید همین الان چند روز تنگه هرمز بسته شد و دارند از پا درمی‌آیند. یعنی اگر ایران این تنگه را کامل ببندد، اقتصاد آمریکا و اروپا می‌پوکد. این‌ها ما را تحریم می‌کردند! الآن وقت آن است که ما این‌ها را تحریم کنیم. این‌ها جیب مسلمان‌ها را زدند تا الآن که ثروتمند و توسعه‌یافته شده‌اند. آن آبادی‌ها و چهل‌چراغ‌ها، پول این نفت‌ها است. این پول از اولی که این منطقه را انگلیسی‌ها و سپس آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها گرفتند، تا همین الان حدود نود - صد سال، تمام آن علیه مسلمین و به نفع استکبار به کار رفته است.

در زمان شاه، این‌ها و ایران، همه آن‌ها کلاً در خدمت آمریکا، اسرائیل و انگلیس بودند. اقتصاد آن‌ها و گاو شیرده آن‌ها بودند. ایران یک گاو شیردهی بود که از همه کشورهای عربی هم گاوتر و شیرده‌تر بود! کینه آن‌ها به انقلاب اسلامی را بدانید از کجاست. این کینه‌ای که با آن بیت رهبری را موشک‌باران می‌کنند، بفهمید از کجاست. برای این که اسلام و این انقلاب، ایران و منطقه را از دست این‌ها خارج کرد و دارد می‌کند و جلوی چشم جهان دارد این بت را می‌شکند. این بت‌ها دارند می‌شکنند. ترس دنیا دارد می‌ریزد. هیچ ‌کس باور نمی‌کرد بشود در برابر این‌ها ایستاد. رسماً ایران جلوی این‌ها ایستاده و این‌ها را می‌زند. همین نفت منطقه، عربستان، قطر، کویت، بحرین، حکومت اردن، تمام این‌ها در زمان جنگ کنار صدام بود یعنی میلیاردها دلار پول که صدام بمب و موشک در سر مردم ما می‌زد از همین نفت می‌داد. داعش و همین تیپ‌های النصره آن همه جنایاتی که در سوریه کردند میلیاردها دلار پول آن‌ها را همین‌ها دادند همین پالایشگاه‌های نفتی که این‌ها در منطقه داشتند و این‌ها زدند چندتای آن خورد که بعد صدای آن درآمد. در جنگ 33 روزه با حزب‌الله و جنگ با حماس، تمام این جنایت‌هایی که اسرائیل در غزه و لبنان کرد، خود اسرائیل گفت پول آن را این کشورهای عربی به ما دادند. می‌گفت خود این حکومت‌های عربی می‌گفتند شما حماس و حزب‌الله را بزنید، پول خرج شما را ما می‌دهیم! پول این بمباران‌ها را هم این‌ها دادند. پول این جنگ‌های دوازده روزه و تا همین الان این فرودگاه‌های آن‌ها، پادگان‌های آن‌ها، سلاح‌ها و میلیاردها اسلحه‌ای که خریدند، تمام همین کشورها نقش داشتند. اصلاً کل پالایشگاه‌های این‌ها را هم اگر بزنند، به نفع جهان اسلام است؛ لااقل منابع نفت مسلمان‌ها حفظ می‌شود. الآن که اکثر آن علیه مسلمین به کار رفته است و می‌رود. و دیدید چقدر آسیب‌پذیر هستند. که برخی هی می‌گویند آقا دبی، امارات، ابوظبی و قطر پیشرفته هستند! فرودگاه‌های آن‌ها را دیدند و چند خیابان و برج را دیدند و خیال کردند این‌ها پیشرفته است. این‌ها نه تولید اقتصادی دارند، نه تولید علم دارند و نه سیاست مستقل دارند. آن برج‌ها را هم خود آن‌ها عرضه ندارند بسازند و با پول نفت ساخته شده است. جنس‌هایی هم که در آن است، برای خودشان نیست و این‌ها هیچ‌کاره هستند. در همین جنگ گفتند اگر چهار روز بندرهای آن بسته بماند، همین امارات و بقیه، مردم آن‌ها غذا ندارند. بعد ما چهل و چند سال تحت سخت‌ترین تحریم دنیا هستیم و در وسط این جنگ، شما می‌بینید اصلاً کسی نمی‌فهمد ما الآن با آمریکا می‌جنگیم. یعنی اگر به کسی بگویی الآن این کشور دارند با آمریکا که ابرقدرت است می‌جنگند، می‌گوید کو؟ و خنده‌اش می‌گیرد و می‌گوید: آثار جنگ کو؟ حالا بفهم پیشرفت واقعی چیست؟ ملت واقعی کیست؟ به تعبیر امام شهید ارتباط ملت و نظام انقلابی چگونه است؟ اصلاً این حکومت که در آن چند روز اول نبود؛ یعنی وقتی رهبر و سران قوا و فرماندهان ارتش و سپاه را زدند، کشور رهبر نداشت و حکومت نبود. چه کسی آن را نگه داشت؟ شما مردم نگه داشتید. آقا مردم یک طرف هستند و نظام یک طرف! اصلاً نظام را مردم نگه داشتند. مانند آن طرز حکومت‌ها که تماماً ذلت در برابر غرب و بی‌تفاوت در برابر مشکلات مردم هستند، نباید باشد. یعنی إن‌شاءالله بعد از این جنگ، چون ایران الآن تقریباً یکی از ابرقدرت‌ها شده است - این را خود آن‌ها دارند می‌گویند، دقت کنید، خود آمریکایی‌ها، اروپایی‌ها، غرب و شرق می‌گویند الآن دنیا چهارتا ابرقدرت دارد: چین، روسیه، آمریکا و ایران. ما تا چهل سال پیش، یکی از نوکرها و ایالت‌های آمریکا بودیم. جمعیت ما، وسعت ما، ثروت ما و امکانات ما اصلاً قابل مقایسه با این‌ها نیست.

روسیه بزرگ‌ترین کشور جهان است. چین پرجمعیت‌ترین و قوی‌ترین اقتصاد جهان است. آمریکا هم که معلوم است و خودش را شاه دنیا می‌داند. آن‌گاه در کنار این‌ها، مخصوصاً پس از همین جنگ چهل- پنجاه روز جنگ، دارند می‌گویند ایران ابرقدرت چهارم است. این است. چقدر برخی افراد ضعیف و خائن در داخل کشور تحقیر می‌کردند، حالا خفه شده‌اند. حتی علیه آمریکا هم هنوز حاضر نیستند حرف بزنند، با این که همه آن‌ها دارند این را می‌گویند. اصلاً این مردک دیوانه شده است از بس که تو دهانی خورد. هر نیم ساعت یک چیزی می‌گوید که خلاف نیم ساعت قبل است. همه دنیا می‌گویند این شخص از شدت فشار دیوانه شده است. چه کسی او را دیوانه کرد و به بن‌بست کشاند؟ شما چگونه می‌توانی بگویی من مشغول عبادت، زیارت، ولایت و محبت اهل‌بیت هستم! اما وقتی می‌بینی دشمنان دین و دشمنان اهل‌بیت می‌آیند و می‌زنند، تو هنوز نمی‌فهمی بین ترامپ و خامنه‌ای کدام حق و کدام باطل است؟ نمی‌فهمی این را؟ که نباید بی‌طرف باشی؟ تو فرق سیدحسن نصرالله را با نتانیاهو هنوز نمی‌فهمی؟ یعنی امام رضا همین را می‌گوید؛ می‌گوید: نماز تو به کمرت بزند! ابوموسی اشعری چنین آدمی بود.

***

آیه ۱۰ سوره مبارکه احزاب: «إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا» بزرگ‌ترین ارتش کفر، ده هزار نفر آمدند و مدینه را محاصره کردند. منافقین پشت جبهه در داخل شهر با آن‌ها همکاری می‌کردند. یهودیان با این که پیمان داشتند، خیانت کردند و از پشت ضربه زدند. تمام قبایل آمدند و با امپراتوری روم هم ارتباط داشتند. بزرگ‌ترین محاصره تاریخ مدینه شکل گرفت. گفتند ما به مدینه حمله می‌کنیم، ریشه این‌ها را می‌سوزانیم، پیامبر را می‌کشیم و تمام فتنه را از مدینه است اسلام را جمع می‌کنیم! مردمی که در مدینه بودند و مسلمانان، حتّی کسانی که می‌گفتند ما سپاه پیامبر هستیم، دو - سه گروه شدند. یک گروه گفتند به ما چه! ما برویم به فکر مسائل شخصی خودمان باشیم و در خانه‌های خود بنشینیم.

ببینید آن زمان چه اتفاقی افتاد و ملت ما الآن چقدر قوی هستند. یک گروه از رزمندگان وقتی دیدند شهر محاصره شده است و بزرگ‌ترین سپاه تا آن موقع آمده است و گفتند کار تمام است، گفتند ما نامه‌ای مخفیانه به دشمن از طریق یهودیان یا منافقین برسانیم و بگوییم اگر آمدید شهر را بگیرید، ما با شما کاری نداریم و جزو اصحاب پیامبر نیستیم؛ اگر هم نماز خواندیم و به مسجد رفتیم، مجبور بودیم. ما قلبمان با شماست. برخی از آن‌ها گفتند - به این نکات دقت کنید که واقعیت دارد - شما می‌گویید در خیابان فلان کس به انقلاب و امام فحش داد؛ یک گروهی در مدینه نامه نوشتند برای دشمن و گفتند ما از همین الان با شما اعلام همکاری می‌کنیم و حتی حاضر هستیم به شما کمک کنیم تا پیامبر را تحویل شما بدهیم. از پشت جبهه در مدینه! بعد رزمندگان و مسلمانانی که مسجد می‌رفتند، قرآن می‌گوید دو گروه شدند. یک گروه وقتی این سپاه دشمن را دیدند، گفتند بدبخت شدیم و کار ما تمام شد این‌ها آمدند! بعد گفتند این وعده‌هایی که این آقا و خدا به ما دادند، همه‌اش بازی بود. هی می‌گفتند «نصر من الله و فتح قریب» و اسلام پیروز است و حق بر باطل پیروز می‌شود؛ کجاست؟ پدر ما درآمد. ما را توی هچل انداخته و گفتند مرگ بر استکبار. حالا چه کار کنیم؟ مدینه را محاصره کرده‌اند و الآن توی خانه‌های ما می‌ریزند. قرآن می‌گوید گروهی کافر شدند؛ مسلمانانی که در جنگ کافر شدند! رسماً گفتند این شخص دیوانه است. چون پیامبر در محاصره که کانال می‌کندند، آن‌جا گفت که اسلام بر روم، ساسانی، مصر، یمن و بر همه این‌ها پیروز خواهد شد. آن‌ها گفتند ما نمی‌توانیم به دستشویی برویم و می‌ترسیم! زن و فرزند ما امنیت ندارند، گرسنه هستیم و در تحریم و محاصره هستیم، خودش سه روز است چیزی نخورده است و از گرسنگی به سرش زده است! این پرت‌وپلاها چیست که می‌گوید؟

قرآن اشاره می‌کند که آن‌ها گفتند: «ما وعدنا الله ورسوله إلا غرورا»؛ دیدید تمام این شعارها و وعده‌هایی که این آقا و خدا به ما می‌داد که شما پیروز می‌شوید، همه‌اش بازی بود؟ کلاه ما را برداشتند و ما را در هچل انداختند؟ الان اگر این‌ها بیایند در شهر، چه کار کنیم؟ قرآن می‌گوید در همان زمان، گروهی هم در کنار این‌ها بودند که گفتند: «هذا ما وعدنا الله ورسوله»؛ خدا و رسول او همین صحنه‌ها را به ما گفته بودند که پیش می‌آید و شما قوی و محکم بمانید شما پیروز خواهید بود. شما را پیروز می‌کنیم. آیه 10 و 11 سوره احزاب، از جهاتی شبیه الآن است. این که بعضی‌ها چطوری می‌خواهند بقیه را بترسانند!

«إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ» آن لحظه‌ای که از بالا و پایین ارتش‌های دشمن سراغ شما آمدند و کلاً مدینه را محاصره کردند. «وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ» و بعضی از شماها نشان دادید به شعارها و حرف‌هایی که می‌زدید اصلاً به آن‌ها عقیده ندارید و از ترس چشم‌هایتان دو دو می‌زد. دیدید که بعضی‌ها خیلی می‌ترسند چشم‌هایشان این‌طوری دو دو می‌زند یا به یک جایی خیره می‌شوند. خداوند روان‌شناسی آدم‌های ضعیف‌النفس، چسبیده به دنیا، منافقین و نفوذی‌ها را، هر دو را می‌گوید. یادتان است که از بالا و پایین به مدینه حمله کردند و شما فکر کردید و گفتید کار ما تمام شد؟ و بعضی از شما از قبل مؤمن‌تر شدید و گفتید که عالی شد، اکنون وقت جهاد شما است، اکنون نصرت خدا می‌آید و حالا ما بر کل کفر پیروز می‌شویم. یک عده از شما هم ترسیدید؛ «زَاغَتِ الْأَبْصَارُ»، از چشم‌های شما ترس می‌بارید و «وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ»، قلب شما از ترس به حلق شما آمده بود. یادتان است برخی از شما که تا پیش از آن مسلمان بودید، بعضی‌ها اصلاً کافر شدید؟ و «وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا»، و شروع کردید راجع به خدا سخنان بیهوده گفتن! که چیه که هی می‌گویند خدا با ماست! خدا قوی است! خدا اسلام را پیروز می‌کند! کو خدا؟ کو خدا؟ «هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ»؛ خداوند می‌فرماید در اینجا و الآن دقیقاً در همین شرایط، مؤمنین آزمایش می‌شوند. همه در برابر دوربین مخفی خداوند بودید و «وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا»، یک عده‌ای از مسلمان‌ها به شدت متزلزل شدند، بریدند و ترسیدند؛ از خدا نترسیدند، بلکه از این‌ها ترسیدند!

یادتان هست آن وقت که در جنگ احزاب ارتش‌های دشمن از بالا و پایین یورش آوردند و مدینه را محاصره کردند؟ چشم‌های بعضی شما از شدت ترس قفل کرده بود، از شما قلب‌هایتان تا حلقوم شما بالا آمد، در حق خداوند خیالات بد کردید که خود شما می‌دانید چه خیالاتی بود. گفتید اصلاً خدا دروغگو است، اصلاً این حرف‌های او بیهوده است، اصلاً این شخص پیامبر بود واقعاً؟ این‌ها حرف‌های خدا بود؟ خیر، کلاه ما را برداشتند، همه آن‌ها پوچ بود، این شعارهایی که می‌دادند و این وعده‌ها همه بازی بود. یادتان است قرآن می‌فرماید به وعده‌های خداوند شک کردید و این آزمونی تعیین‌کننده برای درجه مسلمانی شما بود؟ اصلاً هدف این بود که شما خودتان را نشان بدهید که چه کسانی مؤمن هستند و چه کسانی خائن هستند.

ایمان بسیاری از شما لرزید. امتحان الهی برای این نیست که خدا شما را بشناسد خدا شما را می‌شناسد، می‌داند چه کسانی باایمان هستند، چه کسانی خیانت می‌کنند و چه کسانی می‌ترسند. این‌ها را خدا می‌داند، شما باید خودتان را نشان بدهید. قرآن می‌فرماید کل این مسائل و مشکلات برای این است که شما بشوید آن چیزی که می‌خواهید بشوید. بعضی از شما مؤمن بمانید و بعضی‌ها منافق و کافر بشوید؛ خودتان را باید نشان بدهید.

شما در همین قضایای پس از انقلاب تا الآن بارها ندیدید که یک جور دیگری به نظر می‌آمدند، بعد دیدید اصلاً معلوم شد چه آدم فرومایه‌ای هستند؟ و کسانی را که فکر می‌کردیم آدم بدی هستند، دیدید چقدر آدم خوبی شدند؟ امتحان الهی برای این نیست که خدا ما را بشناسد، امتحان الهی یعنی قرآن می‌فرماید باید شما تحقق پیدا کنید. باید باطن خود را به بیرون بریزید و بروز ظاهری پیدا کنید. قرآن می‌فرماید ما نمی‌گذاریم منافق، منافق بمیرد؛ منافقین باید علنی کافر بشوند، اعلام کفر بکنند و سپس بمیرند. و تا امتحان ندهید از این عالم نمی‌روید. و قرآن می‌فرماید آن‌هایی که شهید نشدند می‌میرند.

می‌فرماید یک عده از شما شهید می‌شوند و یک عده می‌گویند ما گفتیم نروید! اگر نرفته بود و به حرف ما گوش کرده بود، الآن زنده بود و در کنار زن و فرزندش بود! حالا خوب شد؟ ما گفتیم نرو، حالا کشته شد. به آن‌ها بگو اگر می‌توانید کلاً نمیرید! این‌هایی که با مرگ سرخ رفتند و شهید شدند؛ تو با مرگ زرد، تو با بیماری، فردا در استخر، با تصادف، با سکته، یا افتادن از بلندی می‌میری یا یک فرد شروری در خیابان به تو چاقو می‌زند. کسی در این دنیا نمی‌ماند!

قرآن می‌فرماید شما چه محاسباتی می‌کنید که فکر می‌کنید کسانی که شهید شدند شانس نیاوردند و ما شانس آوردیم؟ قرآن می‌فرماید اگر می‌توانید کاری کنید که نمیرید، به درون برج‌های محکم بروید. می‌فرماید اصلاً این صحنه‌ها را ما پیش می‌آوریم تا شما خودتان را نشان بدهید.

فرزدق از کوفه به سمت مکه می‌آمد و سیدالشهداء از مکه به سمت کوفه می‌امد. در راه او را دیدند. از او پرسیدند: چه خبر از کوفه؟ گفت: «قُلُوبُهُمْ مَعَکَ وَسُیُوفُهُمْ عَلَیْکَ»؛ یعنی قلب‌های آن‌ها با توست، ولی شمشیرهای آن‌ها علیه توست. شمشیرهای آن‌ها به نفع دشمن کار می‌کند، ولی قلب‌های آن‌ها با توست. همین الآن دولت‌هایی که با این‌ها و با اسرائیل همکاری کردند، خود آن‌ها حق را به ما می‌دهند، منتهی بی‌شخصیت، پست و خائن هستند و به نفع دشمن کار می‌کنند؛ مانند کسانی که در کربلا هم اهل‌بیت امام حسین (ع) را می‌زدند و هم گریه می‌کردند.

یکی از افراد هست که حضرت فاطمه دختر امام حسین (ع) که خانم جوانی بودند، ایشان می‌گوید وقتی حسین و پدر ما را کشتند و همه شهید شدند، به سمت خیمه‌های ما حمله کردند. بچه‌ها فرار کردند و من هم با چند خانم جوان بودم و به سمتی دویدم تا دست آن‌ها به ما نرسد. دیدم چهار- پنج نفر از افراد قوی‌جثه آن‌ها دارند دنبال من می‌دوند. من در حالی که فرار می‌کردم و پیامبر و جد خود را صدا می‌زدم، پای من به خاری و سنگی گیر کرد و افتادم. آن‌ها بالای سر من آمدند که طلا و جواهراتت را بده و اهانت کردند. یک نفر از آن‌ها آمد و جلوی آن‌ها را گرفت. من تعجب کردم و خوشحال شدم. ایستاد جلوی آن‌ها را بگیرد و گفت عقب بروید. بعد به من گفت: دستبند و گردنبند یا هر چه داری به من بده. من دستبند و گردنبند خودم را باز کردم. این شخص در حالی که این‌ها را از من می‌گرفت، گریه هم می‌کرد! گفتم: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: آخر شما فرزندان پیامبر هستید. گفتم: پس چرا این کارها را می‌کنی؟ گفت: اگر من این‌ها را از شما نگیرم، شخص دیگری می‌آید از شما می‌گیرد! باز اگر من بگیرم بهتر است! ببینید، چنین آدم‌های بی‌شرفی همین الآن هم هستند. یک تیپ از آدم‌ها کار توجیه علمی، روشنفکری و دانشگاهی‌شان را می‌کنند. یک عده را استخدام می‌کنند تا برای آن‌ها اسلحه بسازند. بعضی از کسانی که به این‌ها قدرت دادند و سلاح، موشک و ماهواره برای آن‌ها ساختند، همه آن‌ها دشمن نبودند. یک عده از آن‌ها می‌گویند ما به سیاست کاری نداریم، من دانشمند هستم، هر کس به ما حقوق بیشتری بدهد و امکانات بیشتری فراهم کند، ما با او کار می‌کنیم. ما هنرمند، سینماگر، خواننده هستیم، رقاص هستیم و... اگر امکانات در این طرف انقلابی و حزب‌اللهی باشد، برای شما می‌خوانیم و اگر آن طرف بیشتر بدهند یا شرایط را این‌گونه ببینیم، هم خود ما چاکر شما هستیم و علیه شما کار می‌کنیم و هم بقیه آن‌ها را بهتر می‌گوییم! این‌گونه است. همیشه این‌ها بوده‌اند و الآن هم هستند.

گفتند تهش این است که ما کلانتری‌ها، مراکز سپاه، ارتش و مساجد را می‌زنیم، این‌ها می‌ترسند، رهبر آن‌ها را هم که کشتیم، فرماندهان سپاه و ارتش آن‌ها را هم که زدیم، دیگر چه کسی می‌خواهد در برابر ما بایستد؟ مردم که با این‌ها هستند و این‌ها هم می‌ترسند و به خانه‌های خود می‌روند. ملت هم که اصلاً کاری ندارند چه کسی در حکومت می‌آید و چه کسی می‌رود و دنبال زندگی شخصی خودشان هستند و هر کس بیاید می‌گویند بله! یک عده هم که آدم‌های خودمان هستند. حالا سه روز است که دارید شکست می‌خورید، آن‌طور که در تمام عمرتان تا به حال این‌گونه شکست نخورده بودید! اتفاقاتی که افتاده، در تاریخ نبوده است. اصلاً اتفاقاتی دارد می‌افتد که همگی برای اولین بار است. در دنیا هیچ‌کس جز فرزندان ما جرأت نمی‌کند این‌گونه به منافع آمریکا حمله کند. اصلاً آن‌ها باور نمی‌کردند. با خودشان گفتند مانند دفعه قبل چهارتا موشک می‌زنند و تمام می‌شود و تصرف می‌کنیم! بچه‌های ما تمام پایگاه‌های آمریکا را زدند. این‌ها در دنیا بی‌سابقه است و اصلاً کسی تصورش را نمی‌کرد و خودشان هم باور نمی‌کردند. یعنی از قبرس در اروپا زدند تا تمام پایگاه‌های آمریکا در سوریه را هم زدند. حالا ترکیه را یک بار گفت اینجرلیک.

کدام ملت، کدام انقلاب و کدام دستگاه در دنیا جرأت می‌کند پس از این که رهبر او را شهید کردند و فرماندهان نظامی‌شان را زدند و لاینقطع دارند تهران و بعضی از شهرها را می‌زنند، به مردم‌شان می‌گوییم داریم شما را می‌زنیم فرار کنید باز این‌ها به خیابان‌ها آمدند و برای ما گردن‌کلفتی می‌کنند.

زمانی که آمریکا و کارتر گفتند که ما در ایران بمب اتم می‌زنیم و ناوهای آن‌ها به سمت ایران حرکت کرد و گفتند آمدیم؛ امام(ره) فرمود خب بیایید، چرا هی می‌گویید می‌آییم؟ چرا نمی‌آیید؟ مردم و ما را منتظر گذاشتید! منافقین می‌گفتند ما داریم بازمی‌گردیم، این تجزیه‌طلب‌ها می‌گفتند داریم می‌آییم، همین‌هایی که الآن می‌گویند. این پهلوی‌چی‌ها، ساواکی‌ها و شاهی‌ها گفتند ما داریم برمی‌گردیم. امام فرمود: شما که می‌خواستید برگردید، چرا رفتید؟ شما که همه در اینجا بودید و ایران در دست آمریکا و اسرائیل بود در زمان شاه! هشتاد هزار یا صد هزار افسر آمریکایی، اسرائیلی و انگلیسی کل ایران در مشت شما بود، چرا رفتید؟ بعد مدام می‌گویید می‌آییم بمب اتم می‌زنیم و فلان کار را می‌کنیم؛ خب بیا بزن! می‌زنی و یک عده را می‌کشی یا خراب می‌کنی، بالاخره می‌خواهی بیایی پایین یا تا آخر همان بالا می‌خواهی بمانی؟ وقتی بیایی پایین، فرزندان ما شما را تکه‌تکه می‌کنند. اینجا ایران است، تو فکر کردی زدی رفتی! هی می‌گویید عراق را گرفتیم، افغانستان را گرفتیم، سوریه را گرفتیم، کشورهایی مثل لبنان و غزه را گرفتیم؛ فکر کرده‌ای اینجا هم آن‌جاست؟ مردم ایران را با بقیه جاها مقایسه می‌کنی؟ انقلاب اینجا است. تازه آن‌جاها هم صدور انقلاب ما است. آن‌هایی که در آن کشورها حساب شما را رسیدند، آن‌ها هم فرزندان این انقلاب هستند که در کل کشورهای منطقه پخش هستند و دارند می‌جنگند. این‌هایی که گفتند حزب‌الله از بین رفت، حزب‌الله امروز شش موشک به حیفا زد! گفتند انصارالله از بین رفت، انصارالله موشک به ایلات اسرائیل زد! گفتند در عراق کسی نیست و همگی ترسیدند، عراق مراکز آمریکا را در عراق سوراخ‌سوراخ کرد.

آن موقع امام فرمود که هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. ما را می‌کشید، بکشید. یادتان است امام چه انسان عجیبی بود و اسطوره‌های این‌ها را شکست. وقتی آمریکا گفت انقلاب ایران ما را تحقیر کرد، امام فرمود: تازه کجای آن را دیده‌اید؟ اول کار است! بیش از این ما شما را تحقیر خواهیم کرد! و واقعاً تحقیر کرد؛ بت آمریکا و بت استکبار را این انقلاب در دنیا شکست. مسیر دنیا عوض شد، این دنیا دیگر آن دنیای سابق نیست!

در قرن بیستم دو - سه چهره در دنیا بودند که نماد و رهبران آزادی‌بخش دنیا بودند: یکی چه‌گوارا بود، یکی نلسون ماندلا بود و یکی گاندی. فرزندان و نوه‌های این‌ها در راهپیمایی اربعین آمدند! نوه‌ی گاندی و نوه‌ی ماندلا! یکی از آن‌ها که مسلمان شد و آن دیگری هم که مسلمان نیست، هر دوی آن‌ها آمده بودند در موکب‌های اربعینِ مسیر نجف به کربلا و خادمی موکب می‌کردند! نوه گاندی و نوه‌ نلسون ماندلا! دختر و پسر چه‌گوارا هم که به تهران آمدند، گفتند اگر پدر من بود - حالا می‌گویند شما مذهبی هستید و آن‌ها مارکسیست، ولی منظور آن‌ها از مارکسیسم ضدیت با خدا نبود و اصلاً کاری به خدا نداشتند، بلکه ضد آمریکا و سرمایه‌داری بودند. آن زمان فقط پرچم کمونیسم بود و دین مسیحیت و کلیسا و پاپ کنار سرمایه‌دارها بودند - گفت اگر پدر من بود، حتماً در کنار شما با این‌ها می‌جنگید.

خب این‌ها رهبران انقلاب‌های غیردینی دنیا در قرن بیستم بودند و فرزندان آن‌ها زیر سایه پرچم این انقلاب آمدند. این‌ها با خودشان گفتند که ما می‌زنیم و بعد بمباران می‌کنیم، این‌ها می‌ترسند، بعد چند هزار فرد مسلح را وارد خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌کنیم؛ مانند کودتای 28 مرداد و شعبان بی‌مخ‌های این دوران از خارج و داخل. این‌ها هم می‌آیند و مراکز حکومت را می‌گیرند و تمام می‌شود! این‌ها در این فکر هستند. و فکر می‌کردند که ما سیصد مسجد را آتش زدیم. دیگر کسی به مسجد نمی‌آید چون می‌گویند حفظ جان از واجبات است و مساجد و خیابان‌ها در دست ما است. این‌ها در این فکر هستند که بمباران می‌کنند، مردم می‌ترسند و به خانه‌های خود می‌روند، شعبان بی‌مخ‌های امروز آن‌ها می‌آیند و خیابان‌ها را می‌گیرند و کار تمام می‌شود!

حالا که ملت هر روز و هر شب به خیابان‌ها و مساجدی که مشخص شده است می‌آیند، که بسم‌الله بیایید بگیرید، بیایید خیابان‌ها را بگیرید! باید یک میلیون نفر مسلح بشوند. البته این‌ها جرأت این کارها را نمی‌کنند، ولی اگر کسی خواست کوچک‌ترین غلطی در جایی بکند، حداقل یک میلیون نفر مسلح در تمام شهرها و روستاها باشد که به محض این که کسی بخواهد در خیابان‌ها کاری بکند، مانند اغتشاش و این حرف‌ها، این بار با آن بار تفاوت می‌کند. آن بار یک بهانه‌ای بود و دلایلی هم بود؛ بله، واقعاً گرانی بود. چه کسی است که این گرانی‌ها را نفهمد؟ چه کسی است که این مشکلات را نفهمد؟ بعد وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت اصلاً ما با برنامه این کارها را انجام دادیم. ما بدون جنگ و پیش از جنگ کاری کردیم که مردم به خاطر گرانی‌ها و این مسائل به خیابان‌ها بریزند. این‌ها برنامه دارند که چگونه تورم را بالا ببرند، ارز را دچار نوسان کنند و ارزش پول ملی را چه کار کنند؛ این‌ها با برنامه است. صریحاً آمریکا گفت: ما این کارها را انجام دادیم و با برنامه این کارها را کردیم.» در بانک و بازارهای مالی کار کردند و در داخل و خارج، در داخل هم نیرو دارند. فشار اقتصادی می‌آورند و مردم هم می‌گویند ما اصلاً نمی‌خواهیم، این چه وضعی است و... هر کاری می‌کنند، نتیجه نمی‌دهد. الآن دیگر مستقیم آمده‌اند. ببینید در این چهل و هفت سال بارها ما را اذیت کردند، اما خود آن‌ها جلو نمی‌آمدند. صدام را می‌فرستادند، این داعشی‌ها و تکفیری‌های وهابی را می‌فرستادند، منافقین و دیگران را می‌فرستادند. این بار دیدند هیچ‌کس دیگر از پس این کار برنمی‌آید، خودشان، یعنی آمریکا، اسرائیل و انگلیس مستقیم آمدند. الآن انگلیس، فرانسه و آلمان همگی در جنگ هستند. یعنی از گذشته هم بودند، الآن اعلام هم کرده‌اند. آلمان هم نخست اعلام کرد و بعد جا زد. گفت خیر، ما نیستیم. در حالی که بود و هنوز هم هست، اما دیگر جرأت نمی‌کند. اصلاً در غزه و لبنان این‌ها همگی با هم بودند. ما داریم با همه قدرت‌های فاسد استعماری دو قرن اخیر می‌جنگیم. و این‌گونه محکم بر دهان آن‌ها می‌زنیم. فانتوم آمریکا را سرنگون کردند. هیچ ‌کس در دنیا چنین جرأتی ندارد. روسیه و چین هم چنین جرأتی را ندارند. تنها این ملت ایران می‌تواند این کارها را انجام دهد. ولایت فقیه را با تمام حکومت‌های عالم، با لیبرال دموکراسی، با سوسیال دموکراسی، با همه ایدئولوژی‌های غرب و شرق مقایسه بکنیم. در غرب و شرق عالم، رهبرانی مانند این دو ولی فقیهی که ما داشتیم، پیدا نمی‌شود؛ از لحاظ علمی، اخلاقی، عملی و ساده‌زیستی.

این آقای شمقدری که مرحوم شد، می‌گفت هیچ‌گاه هیچ خوراکی یا چیزی که طبقات پایین جامعه ندارند، در خانه او اجازه ورود نداشت. نان را هم اگر می‌رفتند از نانوایی بگیرم حق نداشتیم بگوییم برای کجا می‌خواهیم. خانم ایشان در بیمارستان دولتی بستری بود و کسی نمی‌دانست او کیست. یک بار گفتند او می‌خواهد به بیمارستان بیاید، مسئولان بیمارستان گفتند این بازدید چیست و قضیه چیست؟ آن‌ها خوشحال شدند، اما بعد خودشان گفت بیمار دارد و خانم او بیمار شده است. بعد ما فهمیدیم خانم ایشان است؛ در یک بیمارستان معمولی. نوه‌ی او به دنیا آمد، همان زمان یادتان است گفتند نوه‌ی او به آمریکا، انگلیس یا سوئیس رفته است؟ خیر، در بیمارستان دولتی پایین شهر و مرکز شهر به پایین در تهران، مانند همه مردم معمولی. این همه تهمت و دروغ گفتند. در زمان کوپنی، یک جنس غیر کوپنی اجازه نداشت وارد خانه آن‌ها بشود. هر چه که همه مردم داشتند، استفاده می‌کردند. میوه‌های گران ممنوع بود. به هرکسی بگوییم باور نمی‌کنند که در کجای دنیا رئیس‌جمهور و رهبرشان این‌گونه است. گاهی خود او وام قرض می‌کرد. این ولایت فقیه است.

لیبرال دموکراسی غرب هم رهبران آن ترامپ و نتانیاهو هستند. این رئیس‌جمهور فرانسه - نمی‌دانم فیلم‌های او را دیده‌اید یا خیر - بسیار کثیف است. این رئیس‌جمهور فرانسه لباس زنانه پوشیده و کلاه‌گیس خانم‌ها را گذاشته است و دارد برای یک آقا می‌رقصد! این فرانسه است! انگلیس و ولیعهد انگلیس فیلم او همین جدیداً هست که آمده است و با یک کودک شش یا هفت ساله، یک طفلک، با وحشی‌گری رفتار می‌کند. اصلاً اسم آن جزیره را که انسان می‌شنود، می‌خواهد استفراغ کند. این‌ها رهبران و حاکمان غرب هستند. این‌ها ما را تحریم کردند. این‌ها ترور کردند؛ از سیدحسن نصرالله و قاسم سلیمانی و یحیی سنوار تا خود رهبری را. زمان پهلوی، این‌ها بر کشور حاکم بودند و الآن هم همین‌ها می‌خواهند دوباره بازگردند. تمام دنیا از همین‌ها می‌ترسند. و ملت ما در برابر این‌ها ایستاده است. و این نبرد و این جنگی که الآن این‌ها آغاز کرده‌اند، برادران و خواهران، این جنگ سرنوشت است. این با جنگ هشت ساله ما و صدام که به ایران حمله کرد، و با جنگ‌های دیگر و با مدافعان حرم، با همه آن‌ها تفاوت دارد.

جالب است وقتی داعش شکست خورد ایشان آمد گفت ما داعش را از بین بردیم. شما می‌دانید که الآن آمریکا در سوریه چندهزارتای این‌ها را از زندان‌ها آزاد کردند که برای ایران و عراق برنامه دارند. قاسم سلیمانی گفت وقتی ما شهید بشویم اتفاقاتی خواهد افتاد که شهدای انقلاب و جنگ و مدافع حرم آرزو کردند کاش ما برای آن جنگ می‌بودیم! یعنی همین جنگی که ما الآن درگیر هستیم چون الآن کل استکبار و کفر مستقیماً آمده است. مستقیماً با مرکز مقاومت و انقلاب جهان درگیر شده است.

الآن ایران، آمریکا و اسرائیل هستند و واقعاً دنیا به دو بخش تقسیم شده است. می‌دانید بعضی‌ها پنهانی به ما کمک می‌کنند، اما جرأت نمی‌کنند بگویند می‌ترسند. یواشکی دارند کمک می‌کنند. مدام می‌گویند یک وقت نگویید، چیزی نگویید و کسی نفهمد چون هم می‌ترسند و هم به ما کمک می‌کنند.

یک عده هم از روی ترس به آن‌ها کمک می‌کنند. یعنی کشور و فرودگاه‌ها و امکانات و نفت‌شان و همه چیزشان را به آن‌ها می‌دهند و می‌گویند اگر ما ندهیم، ما را برمی‌دارند و شخص دیگری را می‌گذارند! ما باید در اینجا باشیم و بخوریم! اغلب دنیا بر اساس ترس، یا سکوت کرده‌اند و بیطرف هستند یا با آن‌ها هستند، یا اگر با ما هستند، از روی ترس است. زیرا مسیر تاریخ دارد عوض می‌شود. آن پیچ تاریخی که ایشان فرمود، آن پیچ تاریخی به جای تند خود رسیده است. و پس از این قضیه، هر اتفاقی که بیفتد، دنیا تا پانصد سال آینده در همان مسیر حرکت خواهد کرد.

اگر ملت ایران تسلیم بشود، بلایی بر سر ایران می‌آورند که بر سر عراق، سوریه، افغانستان، سودان و سومالی و... نیاوردند یعنی همه آن‌ها روی هم خوب می‌شود! گفتند ما این ایران را بگیریم به پنج - شش کشور تقسیم می‌کنیم و تکه‌تکه می‌سازیم. اگر این‌ها پیروز بشوند تا پانصد سال دیگر نمی‌گذارند شما نفس بکشید. شما را له و نابود می‌کنند. همان کاری که در سوریه، عراق و بقیه جاها انجام دادند. وارد خانه‌ها بشوند، ناموس مردم را ببرند، بکشند، شکنجه کنند، غارت کنند و آتش بزنند.

شما می‌دانید چندصد هزار نفر در عراق، افغانستان و سوریه مفقودالاثر هستند؟ شما می‌دانید هنوز عراق نفت می‌فروشد و پول آن مستقیماً به دست آمریکا می‌رود و به عراق داده نمی‌شود. همه پول آن به آمریکا می‌رود. ونزوئلا را هم که گفتند نگه‌داشتیم. الآن برای ایران دندان تیز کرده‌اند. و تودهانی خواهند خورد و خوردن آن آغاز شده است، به طوری که همین الان خود آن‌ها گیج شده‌اند. در پیام اول گفتند این‌ها یک‌روزه فلان می‌شوند و گفتند باید تسلیم شوید. بعد گفته است تا یک ماه دیگر! الآن این فرزندان ما همگی محکم و مطمئن هستند و می‌گویند ما تازه سلاح‌های اصلی خود را هنوز رو نکرده‌ایم.

ببینید این اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها جنگ نمی‌کنند. مثل جنگ‌هایی که در سینماست نمی‌جنگند این‌ها: ۱- متخصص ترور هستند، ۲- بمباران مردم بی‌سلاح و بی‌دفاع را انجام می‌دهند. این دو کار را بلدید. جنگیدن هم بلد نیستند. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها فقط در برابر فرد ضعیف، اگر احساس کنند ضعیف هستی، پوست تو را می‌کَنند. وگرنه بدانند قضیه مرگ و خطر آن جدی است، اصلاً اهل آن نیستند و مانند فرزندان ما نیستند.

اما از آن طرف، إن‌شاءالله این مقاومت به نتیجه و به فتح قریب می‌رسد إن‌شاءالله. این‌گونه نیست که رهبر ما را بزنند و بکشند و بمباران کنند و ما بنشینیم نگاه کنیم. آن‌چه که این‌ها به آن دل بسته‌اند، جنگ روانی است. بیشترین امید آن‌ها به جنگ روانی است. جنگ روانی یعنی چه؟ یعنی در اینجا یک عده‌ای بترسند و بقیه را هم بترسانند. می‌گویند آی آمدند! آی الآن چه کار می‌شود و... و قرآن کریم می‌فرماید این کار در صدر اسلام هم وجود داشت. این مسائل همیشه بوده است، و تاریخ جدید جهان دارد ورق می‌خورد، و به دست ملت ما دارد ورق می‌خورد، و کارها و تحولاتی که در این چهل و چند سال در دنیا انجام شد، سابقه ندارد، نمونه ندارد، مسیر دنیا عوض شده است. وقتی در چهارصد - پانصد دانشگاه در آمریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه، دانشجو و استاد می‌آیند و پرچم ایران و فلسطین را بالا می‌برند، الآن ایران از همیشه تاریخ خود در دنیا محبوب‌تر است، و آمریکا و اسرائیل هیچ‌گاه این‌قدر منفور نبوده‌اند. این‌ها پیروزی‌های بزرگ است. ملت ما مسیر دنیا را تغییر داد. دنیا دارد به سمت دیگری می‌رود و مسیر تاریخ عوض شد. این‌ها هیچ‌گاه این‌قدر ضعیف و بیچاره نشده بودند. این که اعلام کردند و ناتو گفته است ما هم آمدیم و می‌آییم، اولاً شما از اول بودید و هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. آن غول اصلی شما همین آمریکا بود. شما کاره‌ای نیستید. از اول هم بودید.

آی آلمان، فرانسه و انگلیس، همه ما آمدیم! شما قبل از این هم بودید. شما نتوانستید غزه را بگیرید! غزه به اندازه کرج را نتوانستید بگیرید! سه سال است که دارید می‌کشید و مردم را کشتید، اما نتوانستید بروید و غزه را بگیرید! گفتید حماس را نابود می‌کنیم، نتوانستید؛ گفتید خلع سلاح می‌کنیم، نتوانستید. گفتید حزب‌الله را از بین می‌بریم، نتوانستید؛ گفتید خلع سلاح آن را انجام می‌دهیم، نتوانستید؛ گفتید لبنان را می‌گیریم، نتوانستید! شما این همه یمن را زدید، خودتان به غلط کردن افتادید و عقب رفتید! شما از پسِ حماس و حزب‌الله برنیامدید، شما یمن را نتوانستید، حالا می‌خواهید با ایران طرف بشوید؟

ببینید عین این مسائل در همان زمان هم بود. درود می‌فرستیم به فرزندانی که شهید شدند. دختربچه‌ها، طفلک‌ها. صد و شصت نفر از این‌ها را زدند، یک ورزشگاه را در لامرد زدند و یک عده از جوانان ما را که مشغول ورزش بودند، زدند. هفت بیمارستان را تا الآ زدند. در آن‌جا زدند، خانه‌‌های مردم، زن و بچه‌ها را زدند. روزهای آینده هم ادامه دارد؛ هم از آن‌ها کشته می‌شوند و هم از ما شهید می‌شوند. و آن‌چه الآن وظیفه ما است، یعنی این خیابان‌ها و مساجد، تمام خیابان‌های همه شهرها باید در کنترل مردم باشد. و همه آماده باشند که اگر دشمن آدم‌هایی داشت که جرأت کردند - که جرأت نمی‌کند - اگر جرأت کردند و در خیابان‌های برخی جاها آمدند تا کاری بکنند، مردم مانند مور و ملخ بر سر آن‌ها بریزند. با اسلحه‌ بیایید؛ جواب اسلحه است! ملت ایران مسلح می‌شوند. چند میلیون نفر اسلحه به دست می‌گیرند اگر لازم باشد. مساجد قلب شهر هستند، خیابان‌ها باید در کنترل مردم باشد، تا ببینیم در روزهای آینده چه می‌شود؛ شاید لازم بشود همه به سمت جبهه و نبرد برویم. شاید لازم بشود دو میلیون نیروی مسلح به کشورهای خلیج فارس بروند و به سمت عراق، سوریه و إن‌شاءالله فلسطین برویم. شاید لازم بشود در کل منطقه یک جنگ بزرگ زمینی راه بیفتد که میلیونی بجنگیم. اگر هم به آن‌جا نرسید و لازم نشد، همین‌جا ادامه می‌دهیم تا إن‌شاءالله ببینیم اگر دشمن تسلیم شد و به غلط کردن افتاد که افتاد، اگر نه، همه با هم می‌رویم. همه به جلو می‌رویم تا إن‌شاءالله سرنوشت جهان را تغییر بدهیم. امروز دیگر سرنوشت ایران نیست، شما باید سرنوشت دنیا را تغییر بدهید. نگاه همه ملت‌های دنیا به شماهاست.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته



هشتگ‌های موضوعی

نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha